
ثابت 1
فقط چشمهام حرکت می کنند، با گردش چشمهام محدوده دیدم رو تشخیص می دم 2
اما با زاویه ای محدود نگاه کردن، نمی تونه کاری رو از پیش ببره...
پس سعی می کنم حس شنواییم رو امتحان کنم. اما فقط با گوش چپم می شنوم 3
چون گوش راستم چسبیده به بازوی راستم، با تمرکز رو گوش چپ صداهایی می شنوم
صدای دم و بازدمم و قلبم... اما اون کجاست؟ گوش می کنم...
بهتره با حس لامسه جای قلبمو پیدا کنم اما دست راستم تو هوا معلقه ! 6
داره به جایی تو اون بالا ها اشاره می کنه، درست نمی تونم ببینمش
آخه از زاویه دیدم خارجه...
اما دست چپم چیزی و لمس کرده، جایی رو سینه ام 9
که می شه باهاش تپیدن های مداومی رو شنید
اینجاست، قلبم12
خوب که گوش می دم یه ریتم خاصی داره 18
اما همیشه اینجوری نمی زنه، زیر لب می خوام ملودیشو زمزمه کنم که
صدام در نمیاد! لبام حرکت نمی کنن 26
ضربان قلبم تندتر می شه 27
دست چپم فشار بیشتری به قلبم میاره 28
دلم می خواد بخونم، دلم می خواد فریاد بزنم، من باید این آوازو بخونم، بلند بلند بلند 29
قلبم، روحم، عشقم 30
(غریبه ای صدام می کنه)
آیدا
آیدا
آیدا!
فیگور بعدی لطفا
اما اینبار 60 ثانیه ...
تخته ها و سه پایه ها
ذغال ها وصورتک های صامت...
پلکهام بعد از چند بار باز و بسته شدن، دیگه چیزی نمی دید
گوشهام حتی صدای تپیدن قلبمو نمی شنید
دستهامو رو قلبم گذاشتم و نشستم
آي دا...

