
/* /*]]>*/
پرنده پرنده پرنده
بر گذرگاه زمان راه نبرده به كوچ
همدم مرگ سر مي كني هر بازدم
دل به دل كدام پنجره بسته اي
كه اينچنين چشمانت نم نم باران است
و سرما پر پر دلت را مي لرزاند
پرنده پرنده پرنده
دل به كوچ نسپرده
عروس باران كدام پنجره نا گشوده مانده اي
كه قنديل هاي يخ، تاجگزار ميهماني ات شدند
و دستي جز برف، نقلي بر سرت نريخت
بال بال بال
نمي زني و نمي روي چرا؟
آي دا...

/* /*]]>*/
عصر
روزاي نم نم بارون
كي مي تونه پشت پنجره
دل به دل بارون نده
چشاي خورشيدهم ، پشت ابرا، سو نداره
كي مي تونه چشم ببنده از دل سياه شب
عصر روزاي بي كسي
تنهايي تنها كسه
قدماش، تو اتاق خلوت و سرد خاطره
راه ميره
دل به دستام مي دم
كاغذ و مزه مي كنم
تا يادم بره مزه تلخ رفتن سبز تو رو
اولين بارون پاييز
باريدن مي گيره
مي ريزه پايين
دريا مي شه
پاييز مي باره تو دلم
تو مياي و من مي رم
تو نمي موني و من
سومين فصل خدا
سه بار ديگه، عاشقت مي شم
عصر اولين بارون پاييز
يه اتفاقي تو راهه
آي دا...
نه باران گناهکار بود ، نه قاصدک مظلوم
این رسم طبیعت بود...
چشم شهر خیس است امشب
دل من می گٌرید...
آی دا...

