
*زمانهايي هست كه احساس مي كنيم اين لحظه شروع خوشبختيه اما اون لحظه خود خوشبختيه... همون لحظه، همون ساعت...
بعد از بيشي از يك ماه سكوت با اين جمله و عكسي از نيلوفر آبي آتليه باز آمدم...
لحظه هايي از صبح زود كه به بركه كوچولو آتليه سر مي زديم و با ديدن غنچه نيلوفر آبي لحظه به لحظه شاهد بازشدنش بوديم تا سر ظهر كه ديگه از هيجان ديدنش مست شادي بوديم... و گويي ماهي گلي هاي بركه هم دور اين غنچه نو رسيده به رقص و پايكوبي مشغولن، مثل ما دورش جمع مي شدن و روي آب دايره درست مي كردن... اونها هم مي دونستن كه عمر اين گل به كوتاهي چند روزه و سعي مي كردن خاطره اون زيبايي رو تو حافظه هاي كوتاه مدتشون ثبت كنن... و من شاد بودم كه حافظه ام لحظه هاي خوشبختي ام را تا پايان عمر به خاطر مي سپارد...
آي دا...
پي نوشت: *در سكانسي از فيلم ساعت ها مريل استريپ روي تخت دراز كشيده و از جوانيهايش به دخترش مي گويد...اصل متن:
I remember thinking myself: So this is the BEGINNING OF HAPPINESS
this is where it starts and of course there is always more
never occur to me
it wasn't the beginning
it was HAPPINESS
it was the moment
...right there
عكس ديگر را مي توانيد در www.ida-mirzaee.com ببينيد :)
