تبليغاتX
سه نقطه سيب... - دوست
بازگشته
سخن از عشق دارم
سخن از زوال انسان نیست
سخن از جاودانگی است و
ماندن ...
در پس مردن و زیستن هر روزه
چیزی در خور توجه بود که او یادآور شد
صدایش جرقه شادی بود
و خنده اش برای همیشه بودنش
 مرا به من بازگرداند
آب دریاها را به صورتم پاشید
و گفت نفس بکش...
به آن دوست که در آن دورها
با دریاها سخن می گوید
و یاد من را در خاطر زنده می دارد
خوشا بر من که در دیدگانت زنده ام
خوشا بر وسعت قلبت
شادمانیت پیکاری است با تمامی دردهایی که می کشی
درود بر همت و غیرتت
ای دوست
روزگارت خوش باد
 


آی دا...
نوشته شده در چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 1:16 AM توسط آیدا میرزایی |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir